مقالات

بستر کاشت چیست؟ عوامل موثر در انتخاب خاک بستر کشت

بستر کاشت

آیا تا به حال برایتان پیش آمده که با وجود رعایت دقیق اصول آبیاری و کوددهی، گیاهان گلخانه‌ای‌تان رشد مطلوبی نداشته باشند؟ شاید وقت آن رسیده که نگاهی عمیق‌تر به چیزی بیندازید که ریشه‌های گیاهان شما در آن تنفس می‌کنند، تغذیه می‌شوند و رشد می‌کنند. برخلاف تصور رایج، در کشت گلخانه‌ای مدرن، دیگر با “خاک” ساده سر و کار نداریم، بلکه با موجودی زنده و مهندسی‌شده به نام بستر کاشت روبه‌رو هستیم. بستر کاشت در واقع خانه ریشه است؛ محیطی که باید همزمان چهار وظیفه حیاتی را انجام دهد: حمایت فیزیکی از گیاه، ذخیره آب، ذخیره عناصر غذایی و مهم‌تر از همه، تأمین اکسیژن برای تنفس ریشه. 

انتخاب یک بستر کاشت نامناسب می‌تواند زحمات چندین ماهه شما را هدر دهد، چون حتی اگر بهترین نشاء را هم تهیه کرده باشید و گران‌ترین کودها را مصرف کنید، ریشه‌ای که در محیطی فاقد تهویه یا با شوری بالا گرفتار شده باشد، هرگز نمی‌تواند مواد غذایی را جذب کند. در این راهنما، قصد داریم از زبان علم و بر اساس آخرین تحقیقات معتبر جهانی، به این پرسش پاسخ دهیم که یک بستر کاشت ایده‌آل چه ویژگی‌هایی دارد و چطور می‌توانید بهترین گزینه را برای کشت خود انتخاب کنید.

نسبت تخلخل به ظرفیت نگهداری آب؛ چرا بستر من همیشه خیس یا همیشه خشک است؟

حتماً برای شما هم پیش آمده که با دو بستر کاشت به ظاهر مشابه، نتایج کاملاً متفاوتی در میزان رطوبت مشاهده کنید. یک بستر بیش از حد خیس می‌ماند و ریشه‌ها می‌پوسند، دیگری آنقدر سریع خشک می‌شود که گیاه مدام در تنش آبی است. اینجاست که بحث تخلخل و نسبت آن به ظرفیت نگهداری آب مطرح می‌شود. هر بستر کاشت از دو نوع خلل و فرج تشکیل شده است: خلل و فرج ریز (مویینگی) که آب را در خود نگه می‌دارند و خلل و فرج درشت که وظیفه تهویه و زهکشی را بر عهده دارند .

پیت ماس به عنوان یک بستر آلی استاندارد، دارای تخلخل کلی 90 تا 95 درصد است که از این مقدار، حدود 18 تا 25 درصد به تخلخل تهویه‌ای اختصاص دارد . این یعنی در عین حفظ رطوبت، هوا هم به ریشه می‌رسد. در مقابل، کوکوپیت ظرفیت نگهداری آب بسیار بالایی دارد (حدود 40 درصد)، اما تخلخل تهویه‌ای آن تنها 13 درصد است . اگر در منطقه مرطوب کار می‌کنید و از کوکوپیت خالص استفاده کنید، احتمال خفگی ریشه بالا می‌رود. اما کوکوپیت ویژگی جالبی دارد: حتی زمانی که کاملاً از آب اشباع است، باز هم تخلخل هوایی قابل قبولی ارائه می‌دهد .

نکته عملی: برای کشت‌های گلخانه‌ای حرفه‌ای، ترکیب مواد می‌تواند معجزه کند. استفاده از 50 درصد کوکوپیت، 40 درصد پیت ماس و 10 درصد پرلیت، یک بستر کاشت ایده‌آل با تعادل مناسب بین آب و هوا ایجاد می‌کند . در سیستم‌های هیدروپونیک که با سیدر(بذرکار سینی نشاء) کار می‌کنید، یکنواختی بستر اهمیت حیاتی دارد. ذرات خیلی ریز باعث تراکم و خفگی می‌شوند و ذرات خیلی درشت هم اجازه نمی‌دهند ریشه‌های جوان بذر استقرار یابند.

در انتخاب بستر کاشت به این نکته توجه کنید که هر گیاهی نیاز خاص خود را دارد. گیاهان با ریشه‌های حساس مانند خیار گلخانه‌ای، به بستری با تهویه بالا نیاز دارند، در حالی که گیاهان مقاوم‌تر مانند گوجه، می‌توانند رطوبت بیشتری را تحمل کنند. بهترین کار این است که قبل از کشت اصلی، نمونه‌ای از بستر کاشت خود را با یک آزمایش ساده بررسی کنید: یک مشت از بستر را فشار دهید، اگر آب از آن چکید، یعنی زهکشی ضعیف است. اگر بلافاصله پس از رها کردن فشار، بستر متلاشی شد، یعنی تهویه مناسبی دارد.

گنجایش تبادل کاتیونی (CEC)؛ چرا کودهای من آبشویی می‌شوند؟

حتماً برایتان پیش آمده که با وجود مصرف کودهای باکیفیت، گیاهان شما علائم کمبود نشان می‌دهند. یکی از دلایل پنهان این مشکل، به گنجایش تبادل کاتیونی یا CEC مربوط می‌شود. به زبان ساده، CEC معیاری است که نشان می‌دهد یک بستر کاشت چقدر می‌تواند عناصر غذایی با بار مثبت (کاتیون‌ها) مانند پتاسیم (K+) کلسیم (Ca2+) و منیزیم (Mg2+) را در خود نگه دارد . هرچه CEC بالاتر باشد، بستر شما یک انبار، کودها را ذخیره کرده و به تدریج در اختیار ریشه قرار می‌دهد.

مواد مختلف، CEC بسیار متفاوتی دارند. پیت ماس با CEC بین 150 تا 250 سانتی‌مول بر کیلوگرم، یک بستر با ظرفیت نگهداری بالا محسوب می‌شود . یعنی اگر در بستر پیت کوددهی کنید، عناصر به سطح ذرات چسبیده و به مرور آزاد می‌شوند. در مقابل، بسترهای معدنی مانند پرلیت (CEC حدود 3) و پشم‌سنگ (CEC نزدیک به صفر) تقریباً هیچ عنصری را نگه نمی‌دارند . این یعنی کودها مستقیماً در دسترس گیاه قرار می‌گیرند، اما اگر سیستم آبیاری و تغذیه اتوماتیک گلخانه شما دچار اختلال شود یا قطع گردد، گیاه خیلی سریع دچار کمبود می‌شود.

نکته فنی مهم: در کشت‌های مدرن گلخانه‌ای که با آبیاری و تغذیه اتوماتیک گلخانه مدیریت می‌شوند، گاهی CEC پایین یک مزیت است! چرا؟ چون شما کنترل کامل روی تغذیه دارید و می‌توانید دقیقاً مطابق نیاز گیاه، کوددهی کنید. اما در کشت‌های خاکی یا بسترهای با CEC بالا، باید این ظرفیت را در محاسبات کودی لحاظ کنید. جالب است بدانید که زئولیت یک استثناست؛ این کانی با وجود معدنی بودن، CEC بسیار بالایی دارد و می‌تواند هم آب و هم عناصر غذایی را ذخیره کند .

تأثیر pH بر CEC را جدی بگیرید: با کاهش pH (اسیدی شدن بستر)، بارهای منفی سطح ذرات کم می‌شود و در نتیجه CEC مؤثر کاهش می‌یابد . یعنی در بستر اسیدی، حتی اگر CEC کلی بالا باشد، توانایی نگهداری عناصر کم می‌شود و کودها آبشویی می‌روند. پس تنظیم pH در محدوده مناسب (5.5 تا 6.5 برای اغلب گیاهان) نه فقط برای جذب مستقیم عناصر، بلکه برای فعال نگه داشتن ظرفیت تبادل کاتیونی بستر ضروری است.

هدایت الکتریکی (EC) و شوری اولیه؛ قاتل خاموش نشاء

تصور کنید بهترین نشاءها را با دقت آماده کرده‌اید، اما بعد از چند روز گیاهان زرد شده و رشد نمی‌کنند. قاتل خاموشی به نام EC بالا یا شوری اولیه بستر را دست کم نگیرید! هدایت الکتریکی معیاری است که غلظت املاح محلول در بستر کاشت را نشان می‌دهد. هرچه EC بالاتر باشد، نمک‌ها بیشتر هستند و جذب آب برای گیاه سخت‌تر می‌شود .

برخی از بسترهای آلی، به ویژه کوکوپیت، به طور طبیعی دارای EC بالایی هستند. دلیلش این است که در فرآیند تولید، ممکن است از آب نمک برای فرآوری استفاده شده باشد و پوسته نارگیل مقادیر زیادی سدیم و کلر جذب کرده باشد . اگر این بستر کاشت قبل از استفاده به خوبی آبشویی نشود، EC اولیه ممکن است به 3 یا 4 دسی‌زیمنس بر متر برسد، در حالی که محدوده ایده‌آل برای اغلب گیاهان زیر 2 است . ورم‌کمپوست هم اگر بیش از 15 درصد در ترکیب استفاده شود، به دلیل EC بالا می‌تواند جوانه‌زنی بذرها را کاهش دهد.

جدول راهنمای EC برای مراحل مختلف کشت:

مرحله کشت EC مناسب (دسی‌زیمنس بر متر) توضیحات
جوانه‌زنی بذر کمتر از 1.5 در این مرحله گیاه بسیار حساس است
نشاءکاری 1.5 تا 2.0 گیاه در حال استقرار در بستر جدید
رشد رویشی 2.0 تا 2.5 گیاه فعالانه در حال رشد است
گلدهی و میوه‌دهی 2.2 تا 3.0 نیاز تغذیه‌ای افزایش می‌یابد

چگونه مشکل شوری اولیه را حل کنیم؟ اگر از بستر کاشت کوکوپیت استفاده می‌کنید، حتماً قبل از کشت، آن را با آب شیرین (با EC پایین) آبشویی کنید. این کار را می‌توانید با خیساندن کامل بستر و سپس تخلیه آب انجام دهید. برای اطمینان، EC زهآب خروجی را اندازه بگیرید؛ باید به زیر 1.5 برسد. در سیستم‌های پیشرفته با آبیاری و تغذیه اتوماتیک گلخانه، می‌توانید برنامه شستشوی بستر را در فواصل منظم اعمال کنید تا از تجمع نمک‌ها جلوگیری شود.

تأثیر EC آب آبیاری: فراموش نکنید که کیفیت آب مصرفی هم در EC نهایی بستر تأثیرگذار است. اگر EC آب شما بالای 0.7 است، باید در محاسبات کودی تجدیدنظر کنید . آب‌های با EC بالای 2.5 برای کشت‌های حساس مناسب نیستند مگر با اصلاح و مدیریت دقیق .

بستر کاشت

اسیدیته (pH) و اثر متقابل آن با آب آبیاری

آیا می‌دانستید که با کیفیت آب آبیاری می‌توانید pH بستر کاشت را در طول زمان به طور کامل تغییر دهید؟ اسیدیته یا pH، یکی از مهم‌ترین پارامترهای شیمیایی بستر است که دسترسی گیاه به عناصر غذایی را کنترل می‌کند. در محدوده pH 5.5 تا 6.5 (برای کشت‌های بدون خاک)، تقریباً همه عناصر غذایی به شکل قابل جذب برای گیاه هستند. خارج از این محدوده، برخی عناصر مانند آهن، منگنز و فسفر غیرقابل جذب می‌شوند .

مهم‌ترین عامل پنهان در آب: قلیائیت، نه pH! بسیاری از گلخانه‌داران فقط pH آب را اندازه می‌گیرند، در حالی که غلظت بیکربنات (قلیائیت) آب اهمیت بیشتری دارد. آب‌های با بیکربنات بالا، حتی اگر pH مناسبی داشته باشند، به مرور زمان pH بستر را افزایش می‌دهند . چرا؟ چون وقتی گیاه آب را جذب می‌کند، بیکربنات در بستر باقی می‌ماند و با اسیدهای موجود واکنش داده و pH را بالا می‌برد. نتیجه نهایی؟ زردی برگ‌ها به دلیل کمبود آهن، حتی با وجود آهن کافی در بستر!

تأثیر بیکربنات بر تغذیه: تحقیقات نشان داده که افزایش بیکربنات در محیط ریشه، با pH آپوپلاست برگ (فضای بین سلولی) ارتباط مستقیم دارد و این موضوع بر سنتز کلروفیل و سبزینگی گیاه تأثیر منفی می‌گذارد . همچنین بیکربنات بالا از انتقال روی از ریشه به ساقه جلوگیری کرده و کمبود روی را تشدید می‌کند .

راهکار عملی: اگر آب آبیاری شما بیکربنات بالایی دارد، باید آن را با اسید خنثی‌سازی کنید. استفاده از اسید سولفوریک (با احتیاط و رعایت نکات ایمنی) رایج‌ترین روش است. مقدار اسید مورد نیاز به سطح قلیائیت آب بستگی دارد . برای تنظیم دقیق، بهتر است آزمایش آب انجام دهید و بر اساس آن، میزان اسید مورد نیاز برای رساندن pH به محدوده 5.8 را محاسبه کنید.

نکته حرفه‌ای: در سیستم‌های کشت بدون خاک، pH ایده‌آل کمی اسیدی‌تر از کشت خاکی است (5.5 تا 6.2) . بسترهای آلی مانند پیت ماس ذاتاً اسیدی هستند (pH 3.8 تا 4.8) و می‌توانند به تعدیل pH قلیایی آب کمک کنند . در مقابل، بسترهای معدنی مانند پشم‌سنگ تأثیر کمی بر pH دارند و شما باید کنترل کامل را با تزریق اسید یا باز در سیستم آبیاری و تغذیه اتوماتیک گلخانه انجام دهید.

پایداری فیزیکی در طول چرخه کشت

تا حالا شده یک بستر کاشت عالی به نظر برسد، اما بعد از چند ماه حجم آن کم شود، ریشه‌ها بیرون بزنند و تهویه به شدت کاهش یابد؟ این مشکل به پایداری فیزیکی بستر مربوط می‌شود. برخی مواد آلی با گذشت زمان و در اثر فعالیت میکروارگانیسم‌ها تجزیه می‌شوند، ذراتشان ریزتر می‌گردد و خلل و فرج تهویه‌ای از بین می‌رود.

پیت ماس اگرچه بستر عالی است، اما به مرور تجزیه می‌شود و تراکم پیدا می‌کند. این یعنی بعد از 4 تا 6 ماه، ممکن است بستری که در ابتدا سبک و پوک بود، سنگین و فشرده شود. در مقابل، کوکوپیت به دلیل داشتن 45 درصد ماده چوبی (لیگنین)، ماندگاری بیشتری دارد و می‌تواند 4 تا 5 سال در خاک باقی بماند و از تراکم ذرات جلوگیری کند .

بسترهای معدنی پایدارترند: اگر به دنبال یک بستر کاشت با ماندگاری بالا هستید، سراغ مواد معدنی بروید:

بستر کاشت طول عمر مفید نکات مهم
پرلیت 2 تا 3 سال پس از 2 سال ذرات متلاشی و پودر می‌شوند 
پشم‌سنگ 3 سال قابل استفاده مجدد با ضدعفونی 
زئولیت بیش از 5 سال پایداری عالی، بدون تغییر ساختار 
پوکه معدنی بیش از 5 سال pH متغیر (7 تا 10) نیاز به توجه دارد 

تأثیر بر سیستم آبیاری: پایداری فیزیکی بستر مستقیماً بر عملکرد سیستم آبیاری و تغذیه اتوماتیک گلخانه تأثیر می‌گذارد. اگر بستر شما به مرور فشرده شود، آب به جای نفوذ عمقی، روی سطح جاری شده و توزیع یکنواخت محلول غذایی مختل می‌شود. در نتیجه برخی گیاهان کم‌آب و برخی غرقابی می‌شوند.

راهکار عملی: برای کشت‌های بلندمدت (بیش از 6 ماه)، ترکیب مواد آلی با مواد معدنی پایدار را در نظر بگیرید. مثلاً مخلوط کوکوپیت (برای حفظ رطوبت و ماندگاری) با پرلیت درشت (برای تهویه) می‌تواند تعادل خوبی ایجاد کند. اگر از سیدر (بذرکار سینی نشاء) برای کشت استفاده می‌کنید، یکنواختی ذرات در بستر اهمیت حیاتی دارد. ذرات با اندازه مشابه باعث توزیع یکسان آب و هوا در تمام سلول‌های سینی می‌شوند.

عاری بودن از عوامل بیماری‌زا و نیتروژن‌بری

یکی از بزرگ‌ترین مزایای کشت در بستر کاشت مصنوعی نسبت به خاک، کاهش چشمگیر بیماری‌های خاک‌زاد است. اما این به معنای عدم وجود خطر نیست! برخی بسترها اگر به درستی فرآوری نشده باشند، می‌توانند منبع آلودگی یا حتی باعث گرسنگی گیاه شوند.

استریل بودن بسترهای معدنی: بسترهایی مانند پرلیت (تهیه شده در دمای 760 درجه)، ورمیکولیت (بیش از 1000 درجه) و پشم‌سنگ (بیش از 1500 درجه) در فرآیند تولید کاملاً استریل می‌شوند و عاری از هرگونه پاتوژن، بذر علف هرز یا حشره هستند . این ویژگی برای کشت‌های حساس و تولید نشاء فوق‌العاده ارزشمند است.

خطر در بسترهای آلی فرآوری‌نشده: پوست درخت اگر به خوبی کمپوست نشده باشد، هنگام تجزیه در بستر، نیتروژن مصرف می‌کند. این پدیده که نیتروژن‌بری نام دارد، باعث رقابت بین میکروارگانیسم‌ها و گیاه برای جذب نیتروژن می‌شود. نتیجه؟ گیاه زرد می‌ماند و رشد نمی‌کند، حتی اگر کود نیتروژن کافی داده باشید.

مزیت مهم کوکوپیت: از آنجایی که الیاف نارگیل بالاتر از سطح زمین رشد می‌کنند، کوکوپیت کاملاً عاری از بذور علف‌های هرز و عوامل بیماری‌زای خاک‌زاد است . این یکی از دلایل محبوبیت این بستر در تولید نشاء حرفه‌ای است.

کاربرد در کشت پیشرفته: در گلخانه‌های مدرن که از ربات پیوند زن نشا استفاده می‌کنند، یکنواختی و عاری بودن بستر از عوامل بیماری‌زا اهمیت دوچندان پیدا می‌کند. ربات‌ها بر اساس الگوریتم‌های دقیق کار می‌کنند و اگر بستر آلوده باشد یا تراکم غیریکنواختی داشته باشد، عملکرد دستگاه مختل شده و درصد گیرایی نشاء کاهش می‌یابد.

نکات بهداشتی: حتی با استفاده از بسترهای استریل، رعایت نکات زیر ضروری است:

  • برای استفاده مجدد از بستر (مثل پرلیت یا پشم‌سنگ) حتماً ضدعفونی انجام دهید
  • از ورود آب‌های سطحی آلوده به بستر جلوگیری کنید
  • ابزار و دست‌ها را هنگام کار با بستر تمیز نگه دارید
  • بقایای گیاهی آلوده را سریعاً از گلخانه خارج کنید 

زئوپونیک؛ فناوری جدید در بسترهای کاشت

آیا تا به حال نام زئوپونیک به گوشتان خورده است؟ این فناوری نوین، ترکیب کشت بدون خاک با استفاده از زئولیت را شامل می‌شود و یکی از پیشرفته‌ترین روش‌های کشت در دنیا محسوب می‌گردد. زئولیت یک کانی آتشفشانی با ساختار منحصر‌به‌فرد و متخلخل است که بر اساس گزارش سازمان جغرافیایی ایران، دومین کانی فراوان بعد از کانی آهن در کشور ما می‌باشد .

چرا زئولیت انقلابی ایجاد کرده است؟ این ماده شگفت‌انگیز ترکیبی از مزایای بسترهای آلی و معدنی را یکجا دارد:

ویژگی مقدار/مشخصه مزیت برای کشت
CEC بسیار بالا (بیش از 100) ذخیره عناصر غذایی و رهاسازی تدریجی
pH نزدیک به خنثی عدم نیاز به تنظیم مکرر
EC پایین عدم شوری اولیه
پایداری بسیار بالا ماندگاری چندساله
تخلخل عالی تهویه مناسب ریشه

مکانیسم عملکرد زئولیت: ساختار قفس‌مانند زئولیت مانند یک تله مولکولی عمل می‌کند. کاتیون‌هایی مانند آمونیوم (NH4+) را جذب کرده و به تدریج در اختیار ریشه قرار می‌دهد . این ویژگی باعث می‌شود کارایی کوددهی تا حد زیادی افزایش یابد و دفعات آبیاری کاهش پیدا کند.

کاربرد در کشت‌های مدرن: زئوپونیک به ویژه در سیستم‌های کشت عمودی یا کشاورزی طبقاتی کاربرد فراوانی دارد. در این سیستم‌ها که هر سانتی‌متر فضا ارزشمند است، نیاز به بستری داریم که هم سبک باشد (زئولیت وزن مشابه ماسه دارد اما مزایای بیشتری ارائه می‌دهد)، هم پایدار باشد و هم بتواند عناصر غذایی را ذخیره کند .

کشت عمودی یا کشاورزی طبقاتی با چالش توزیع یکنواخت آب و کود در ارتفاعات مختلف مواجه است. زئولیت با ظرفیت نگهداری آب و عناصر غذایی، این مشکل را تا حد زیادی حل می‌کند. لایه بالایی که ممکن است زودتر خشک شود، به لطف زئولیت رطوبت و عناصر را برای مدت بیشتری حفظ می‌کند.

ترکیب با سایر بسترها: بهترین نتیجه زمانی حاصل می‌شود که زئولیت با سایر بسترها ترکیب شود. برای مثال:

  • ترکیب 70 درصد پیت ماس + 30 درصد زئولیت برای نشاءکاری
  • ترکیب 60 درصد کوکوپیت + 40 درصد زئولیت برای کشت گوجه و خیار
  • ترکیب 50 درصد پرلیت + 50 درصد زئولیت برای کشت‌های هیدروپونیک خالص

نتیجه‌گیری: اگر به دنبال یک بستر کاشت مدرن، پایدار و پربازده هستید، زئوپونیک را جدی بگیرید. این فناوری با ترکیب دانش بومی (فراوانی زئولیت در ایران) و تکنولوژی روز دنیا، می‌تواند انقلابی در بهره‌وری گلخانه شما ایجاد کند.

کلام آخر: چگونه بهترین بستر کاشت را برای گلخانه خود انتخاب کنیم؟

حالا که با پیچیدگی‌های علمی انتخاب یک بستر کاشت حرفه‌ای آشنا شدیم، وقت آن رسیده که این دانش را در قالب یک نقشه راه عملی جمع‌بندی کنیم. انتخاب نهایی شما به سه عامل اصلی بستگی دارد: نوع محصول، سیستم کشت و بودجه‌ای که در نظر گرفته‌اید. اگر به دنبال کشت هیدروپونیک خیار و گوجه با بازدهی بالا هستید، ترکیبات معدنی مانند پشم‌سنگ یا پرلیت که EC پایین و زهکشی عالی دارند، گزینه‌های ایده‌آلی هستند. در مقابل، برای پرورش نشاء یا گیاهان حساس، بستر کاشت بر پایه پیت ماس (ترکیب با پرلیت و زئولیت) انتخاب هوشمندانه‌تری است، چون ظرفیت بافری بالایی در برابر تغییرات ناگهانی شرایط دارد.

فراموش نکنید که هیچ بستر کاشت کاملی وجود ندارد که برای همه شرایط مناسب باشد. همانطور که در بخش‌های قبلی خواندید، هر ماده‌ای نقاط قوت و ضعف خود را دارد. پیت ماس عالی است اما تجدیدپذیر نیست و منابع آن محدود است. کوکوپیت در دسترس و ارزان است اما نیاز به آبشویی دارد وگرنه نمک‌ها ریشه را می‌سوزانند. پرلیت و زئولیت دوام بالایی دارند اما نیاز به مدیریت دقیق کوددهی دارند. توصیه حرفه‌ای من به شما این است: قبل از خرید عمده، یک تست کوچک در مقیاس محدود انجام دهید. چند گلدان را با ترکیب‌های مختلف از بستر کاشت پر کنید و رشد گیاه را در آنها مقایسه کنید. پارامترهایی مانند سرعت رشد، رنگ برگ و سلامت ریشه را یادداشت کنید. این کار ساده، اما حیاتی، شما را از ضررهای بزرگ نجات می‌دهد و تضمین می‌کند که انتخابی آگاهانه و متناسب با شرایط خاص گلخانه خود داشته باشید.

سوالات متداول

۱. بهترین بستر کاشت برای شروع کار گلخانه‌ای کدام است؟

برای شروع، ترکیب کوکوپیت و پرلیت با نسبت 70 به 30 گزینه مناسبی است. این ترکیب هم رطوبت را خوب نگه می‌دارد، هم تهویه مناسبی دارد و هم مدیریت آن نسبتاً آسان است . با کسب تجربه بیشتر، می‌توانید ترکیبات پیچیده‌تر را امتحان کنید.

۲. آیا می‌توان از بستر کاشت چند بار استفاده کرد؟

بله، برخی بسترها مانند پرلیت، پشم‌سنگ و زئولیت قابل استفاده مجدد هستند. اما حتماً باید ضدعفونی شوند و از نظر EC و pH بررسی گردند . بسترهای آلی مانند پیت ماس و کوکوپیت به مرور کیفیت خود را از دست می‌دهند و تعویض آن‌ها توصیه می‌شود.

۳. چرا گیاهان من با وجود کوددهی منظم، زرد هستند؟

دلایل متعددی دارد: ممکن است pH بستر نامناسب باشد و عناصر غذایی قابل جذب نباشند . یا EC بستر بالا رفته و جذب آب مختل شده باشد . همچنین می‌تواند ناشی از بیکربنات بالای آب آبیاری باشد . ابتدا pH و EC بستر و آب را اندازه‌گیری کنید.

۴. فرق بین کوکوپیت و پیت ماس چیست؟

پیت ماس از خزه‌های پوسیده در باتلاق‌ها به دست می‌آید، اسیدی‌تر است (pH 3.8 تا 4.8) و CEC بالاتری دارد . کوکوپیت از پوسته نارگیل تهیه می‌شود، pH نزدیک به خنثی (5.5 تا 6.5) دارد و ماندگاری بیشتری دارد، اما ممکن است نیاز به آبشویی اولیه برای کاهش EC داشته باشد .

۵. چگونه بفهمم بستر کاشت من مشکل تهویه دارد؟

اگر بعد از آبیاری، آب مدت طولانی روی سطح بستر بماند (بیش از چند دقیقه)، اگر ریشه‌ها قهوه‌ای و لزج شوند، یا اگر گیاهان با وجود آبیاری منظم پژمرده بمانند، احتمالاً تهویه بستر ضعیف است و ریشه‌ها خفه شده‌اند.

۶. آیا می‌توان خاک معمولی را با بستر کاشت مخلوط کرد؟

برای کشت گلخانه‌ای حرفه‌ای توصیه نمی‌شود. خاک معمولی ممکن است حاوی عوامل بیماری‌زا، بذر علف هرز و ترکیبات نامشخص باشد که کنترل سیستم را مختل می‌کند. اگر مجبور به این کار هستید، حتماً خاک را ضدعفونی و آزمایش کنید.

۷. نقش ربات پیوند زن نشا در انتخاب بستر چیست؟

ربات‌های پیوند زن به بستری با ذرات یکنواخت و ساختار پایدار نیاز دارند. اگر بستر شما تراکم متغیر یا ذرات با اندازه‌های نامشخص داشته باشد، عملکرد ربات مختل شده و درصد گیرایی پایه و پیوندک کاهش می‌یابد.

۸. برای کشت عمودی یا طبقاتی چه بستری مناسب است؟

برای کشت عمودی یا کشاورزی طبقاتی، بسترهای سبک با ماندگاری بالا مانند پرلیت درشت، زئولیت، یا ترکیب کوکوپیت با پرلیت گزینه‌های مناسبی هستند. وزن بستر در این سیستم‌ها اهمیت زیادی دارد، چون به سازه فشار وارد می‌کند.

۹. هر چند وقت یکبار باید بستر کاشت را تعویض کرد؟

بستگی به نوع بستر و محصول دارد:

  • پیت ماس: هر 6 تا 12 ماه
  • کوکوپیت: هر 2 تا 3 سال 
  • پرلیت: هر 2 تا 3 سال (با ضدعفونی) 
  • پشم‌سنگ: هر 3 سال 
  • زئولیت: بیش از 5 سال 

۱۰. از کجا بفهمم بستر کاشت من EC بالایی دارد؟

بهترین راه، استفاده از EC‌سنج است. مقدار EC بستر اشباع یا عصاره 1 به 2 (یک حجم بستر + دو حجم آب) را اندازه بگیرید. اگر عدد بالای 2.5 بود، باید با آب شیرین آبشویی کنید. علائم ظاهری شامل سوختگی حاشیه برگ‌ها، کاهش رشد و پژمردگی با وجود رطوبت کافی است.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *